الشيخ محمد رضا المظفر ( مترجم وشارح : على محمدى )
202
أصول الفقه ( شرح اصول فقه ) ( فارسى )
ملاحظه مىكنيد كه جناب شيخ مفيد عقل را از ادلهء احكام محسوب نفرموده ، بلكه صرفا عقل را طريقى براى اثبات حجيت كتاب و سنت دانسته كه بايد در علم كلام بحث گردد . پس از شيخ مفيد نوبت به شاگرد برازندهء وى مرحوم شيخ طوسى صاحب كتاب عدة الاصول مىرسد . ايشان هم دليل عقل را به عنوان يك منبع مستقل مستقيما و صريحا عنوان نكرده ، بلكه صرفا فرموده است : معلومات ما دو دستهاند : 1 . ضروريات ، 2 . اكتسابيات ، بعد فرموده است : معلومات نظرى و اكتسابى نيز دو قسماند : 1 . عقليات ، 2 . سمعيات ، و فرموده است : گاهى انسان با صغرا و كبراى عقلى به معلومات تازهترى دست مىيابد ( فى المثل العالم متغير و كل متغير حادث فالعالم حادث ) و گاهى با اجتهاد در آيات و روايات به نتايجى مىرسد سپس براى ضروريات امثلهاى آورده ، آنگاه فرموده است : ادلهاى كه براى انسان علمآور باشند كه عبارتاند از : كتاب و سنت و . . . حجيت و دليليتشان به وسيلهء حكم عقل درك مىگردد و در اين امر شرع هيچ دخالتى ندارد و گرنه دور خواهد بود . ملاحظه مىكنيد كه جناب شيخ طوسى هم به پيروى از استادش شيخ مفيد براى عقل استقلال و اصالت قائل نيست ، بلكه آن را طريقى به سوى حكم شرع مىداند . پس از جناب شيخ طوسى نوبت به سبط مرحوم شيخ طوسى ، يعنى مرحوم ابن ادريس حلى متوفاى سال 598 هجرى مىرسد كه ايشان براى نخستين بار صريحا نام دليل عقلى را عنوان كرده و در كتاب سرائر فرموده است : هرگاه در يك مسألهاى دسترسى به كتاب و سنت و اجماع نبود نوبت به دليل عقلى مىرسد كه به آن تمسك مىكنيم ، ولى با كمال تاسف ايشان هم مراد خويش را از دليل عقلى بيان ننموده است . پس از ابن ادريس حلى رحمه اللّه نوبت به محقق اول صاحب كتاب شرايع مىرسد كه وى